
حسین عشقت به جونم کرده دیونم
تا زنده هستم فکرت می مونم
بی تو دل من درگیره درده
وقتی تو هستی دردام می میره
عمری به عشقت سینه زنم من
شاید که بر تو نوکر شوم من
ساده بگم من بی تو حقیرم
اسمت میارم نیرو می گیرم
ارباب قلبم نامش حسینه
هرچی که دارم مال حسینه
در د ام عشقت دلها اسیره
دلها با عشقت صیقل می گیره
نوری تو قلبم شاهی بر عالم
شاگرد درست ممتاز عالم
شعر از خودم(علیرضا.عاشق شهادت)
حکمت ۲۵۸
هرگاه تهیدست شدید با صدقه دادن با خدا تجارت کنید.

بسم رب الشهدا
در آبان ماه سال 1363 شهيد زين الدين به همراه برادرش مجيد جهت شناسايي منطقه عملياتي از باختران به سمت سردشت حركت مي كنند. در آنجا به برادران مي گويد: «من چند ساعت پيش خواب ديدم كه خودم و برادرم شهيد شديم» موقعي كه عازم منطقه ميشوند، رانندهشان را پياده كرده و ميگويند: «ماخودمان ميرويم.» فرمانده محبوب لشكر 17 علي بن ابيطالب (ع) سرانجام پس از ساليان طولاني دفاع در جبههها و شركت در عمليات و صحنههاي افتخار آفرين بر اثر درگيري با ضدانقلاب به همراه برادر شربت شهادت نوشيد و روح بلندش از اين جسم خاكي به پرواز در آمد تا نزد پروردگارش مأوي گزيند.
منبع:كتاب افلاكي خاكي


